بهم گفتی خفه شو....سرم داد زدی....گفتی هیچ گوهی نمیتونی بخوری.....گفتی هیچ غلطی نمیتونی بکنی....

این بود جوابم اقا شاهد این بود جواب اونهمه عشقو احساسات....اشکالی نداره خدا همه این چیزارو میبینه!

دیگه منتظرت نیستم...نمیخوام برگردی چون دلم باهات صاف نشده و نمیشه چون پودرش کردی بی حرمتی کردی...نمیتونم ببخشمت

امیدوارم این خاطرات مزخرف کم کم از یادم بره

تنها شدم اما این تنهاییو به جون میخرم این تنهایی زجر اورو به جون میخرم حداقل بهتر از بودن با یه پسره!