امروز با دوستام رفته بودیم پارک لاله...جاتون خالی کلی خوش گذشت کلی کیف کردیم!چون فردا تولدمه  امروز تو پارک تولد گرفتیم خیلی کیف داد!صبح رفته بودیم!دوباره یه سری پسر اشغال گیر داده بودن یکیشون خیلی سیریش بود فوشش دادم بعد که رفت یه خانوم مسنی داشت از اونجا رد میشد همه چیو دید اومد جلو گفت دخترم  من خودم فوق لیسانس روانشناسی دارم اما به نظرم محل این پسرا نده هیچ کدومشون ارزش ندارن اونقدر واسه من دلسوزی کرد که صادقانه همه زندگیشو واسم گفت....گفت تو با اینهمه زیبایی حیفی....دختر منم با یه پسری بود همه میدونستن همه!میخواستن ازدواج کنن اما پسره تمام استفادرو از دخترم کردو ولش کرد دختر منم دیگه نتونست جلو درو همسایه و فامیل سر بلند کنه واسه همین که ابروش رفت مجبور شد بره اتریش زندگی کنه...گفت خوشگله فوق لیسانس برق داره همه چیش خوبه اگه تو ایران بود بهترین شوهر گیرش میومد اما یه اشغال زندگیشو خراب کرد...دلم واسه پیرزنه سوخت مادرانه نصیحت میکرد...همه پسرا همینن.........

رفتیم ناهار بخوریم از خیابون که داشتیم رد میشدیم چشمم خورد به یه پسره خوشگل بود خوشتیپ بود اصلا فکرشم نمیکردم همچین پسری بخواد به کسی محل بده دیدم  با سر بهم اشاره کرد راستش اصلا فکر نکردم با منه محل ندادم رد شدم دیدم دنبالم اومد اومد گفت ببین من ازت خوشم اومده یه لحظه وایسا کارت دارم اصلا جا خورده بودم بغض گلومو فشار میداد میخواستم فرار کنم بگم نه من مال یکی دیگم اما کدوم یکی دیگه؟لحظه بدی بود خیلی اذیت شدم اما خواستم گوش مالیش بدم...رفتم کنار پیاده رو گفتم کارتو بگو گفت ببین من از فیستو استایلت خوشم اومده واقعا به دلم نشستی تو فقط با من باش من دنیارو زیر پات میریزم ماشینش پرادو بود گفت واسه اینکه بهت ثابت کنم همین الان حاضرم ماشینمو به نامت بزنم...خندیدم بهش گفت برو پی کارت اما بیخیال نشد......مشخص بود از اون پسراییه که به پول باباش تکیه کرده!۲۴سالشه!اسمش ارشه!تیپو ظاهر موجهی داشت عینک مارکو لباسای مارک دارو گوشی۲ میلیونی و پرادو و....

نمیدونم چرا دلم خواست بچزونمش!واسه همین شمارشو قبول کردم به قول خودش کارت ویزیتشو!پولش حالمو بهم میزنه!کیس مناسبیه واسه ادب کردن!بذار یه بارم که شده دخترا پسرارو ادب کننو بچزونن!نزدیکم که میشد همش خودمو میکشیدم عقب خودمو جمع کرده بودم فهمید خودشو کشید عقب گفت نمیخوام اذیتت کنم!چشام پر شده بود حالا خداروشکر عینک داشتم چشامو ندید!

تو دلم گفتم اگه من با شاهد بودمو تو این کارو میکردی پوستتو میکند اما بدجور احساس تنهایی کردم!نمیتونم به پسرا نزدیک شم همش حس میکنم با این کار به شاهد خیانت کردم....اما کدوم شاهد؟!همش یه خیال باطله!از پسرا متنفر شدم دیگه تو دلم هیچ عشقی نیس درد دلمو پر کرده......

ارش گناه نداره واسه همینم میخوام ازش انتقام بگیره وقتی که عاشق شد میچزونمش!۱۰۰۰تا جی اف داشته اعم از ایرانی و خارجی!نصف سال ایرانه نصف دیگش ایتالیا!باباش تاجره خودشم مدیر بازرگانی شرکت باباشه!اصلا حالش بد شده بود تو اون محلا!به هواش عادت نداشت!هه به هوای اونجایی که ما بهش میگیم بالا شهر عادت نداشت!حالمو بهم زد حالم از بوی عطرش بهم خورد بوی پول میداد!دوس داشتم با پشت دست بزنم تو دهنش!بگم برو گمشو من مال تو نیستمو نمیشم!

ازش انتقام میگیرم!حداقل انتقام اون دختراییو که بازیشون دادرو میگیرم!

من تمام چیزاییو که از یه پسر میخواستم شاهد داشت جز بی وفایی و بازیچه قرار دادن!

روز اولی که شاهد رفت با تیغ یه زخم عمیق روی قلبم ایجاد کردم که یادم نره عاشق کی بودمو چه بلایی سرم اومد!۱۲روزه که لباسای یقه پوشیده میپوشم که کسی زخم دلمو نبینه!نمیدونم فکر کنم عفونت کرده اما دردشو دوست دارم درد عشقه!

ادم انتقام جو و کینه ای نیستم اما نمیدونم چرا حس کردم ارش حقشه باهاش بازی بشه!

+الناز جون ممنون از کامنتت

+در کل روز خوبی بود خوش گذشت کلی خندیدم