سکوت کرده ام.
نه اینکه نخواهم بنویسم.
نه اینکه خسته شده باشم از نوشتن ِ حرفهایم.
نه...!
چیزی برای نوشتن ندارم.
این روزهای روحم فشرده شده در کالبد بدنم گویا!
درد می کند!
روحم را میگویم!
گاهی فکر می کنم یک روح سرد و سنگی تنها چیزیست که این روزها احساسش می کنم
نه اینکه نخواهم بنویسم.
نه اینکه خسته شده باشم از نوشتن ِ حرفهایم.
نه...!
چیزی برای نوشتن ندارم.
این روزهای روحم فشرده شده در کالبد بدنم گویا!
درد می کند!
روحم را میگویم!
گاهی فکر می کنم یک روح سرد و سنگی تنها چیزیست که این روزها احساسش می کنم
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۲ ساعت 17:16 توسط نفس
|