هر روز که میگذره بیشتر دلم واست تنگ میشه!تو گفته بودی کم کم با گذشت زمان فراموشم میکنی یعنی همه گفته بودن ولی میبینی که با گذشت زمان بیشتر دلم تنگ میشه و بیشتر خودمو میخورم که چرا از دستت دادم!نه زمان همه چیو درست نمیکنه فقط منو بیشتر عذاب میده!شاهد تو که اومده بودی بمونی پس چرا رفتی؟چرا رفتی و منو تو این جماعت گرگ ول کردی؟اره من خونوادمو دارم دوستامو دارم اما تو که میدونی من خیلی از حرفامو تو خودم میریزمو نمیتونم به کسی بگم اما تو محرم رازم بودی شاهد!با رفتنت خیلی تنها شدم شاهد خیلی!وقتی که تو اومدی با خدا عهد بستم که خدایا این دیگه اخریشه یا با این ازدواج میکنم یا اگه نشد دیگه با هیشکی ازدواج نمیکنم!مثل اینکه خدا خواسته من تا اخر عمرم تنها باشم!شاهد اگه این دفعه برگردی قول میدم بجای اینکه مانع پیشرفتت بشم یه سکوی پرتابی باشم واسه رسیدن به هدفات!
+فقط یه ذره دوسم داشته باش!اگرم میخوای ولی نمیتونی من کمکت میکنم تو فقط بخوا همه چی درست میشه!
+دوس دارم عین تو باشم الان سیگار شده همدم تنهاییت منم میکشم شاید بشه همدم تنهاییم!امروز سومین نخو کشیدم از پریشب تا حالا!میترسم میترسم توش غرق شم اما ارامشو به هر قیمتی میخرم حالا که تو نیستی!
+شاهد بچگی جرم نیس چون هر بچه ای یه روز بزرگ میشه!تو صبر نکردی من بزرگ شم بجاش هولم دادی تو پرتگاه!جرمم فقط بچگی و سادگی بود!
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 16:24 توسط نفس
|